
عزیز دلم : xa0 xa0 تا کي در انتظار گذاري بزاريم باز آي بعد از اين همه چشم انتظاريم ديشب به ياد زلف تو در پرده هاي ساز جانسوز بود شرح سيه روزگاريم بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود ديشب که ساز داشت سر سازگاريم شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد چشمي نماند شاهد شب زنده داريم شرمم کشد که بي تو نفس ميکشم هنوز تا زنده ام بس است همين شرمساريم...
ادامه مطلب
چه شد که سر نمیزنی ، به دفتر خیال من ؟ جواب کوتهی بده ، به جزوه ی سوال من سر مداد قلب من ، شکسته بعد رفتنت چه شد تعهّدات تو ، به عشق در قبال من همیشه عین و شین و قاف ، تمام مشق دفترم اگر که پرورش دهی ، ثمر دهد نهال من سر کلاس فهم دل ، اگر که شیطنت کنم خودت بده عزیز جان ، تقاص و گوشمال من تراش باورم بیا ، که تا تراوشی کند خیال واژه پرورم ، ز طبع بی مثال من به پاکن تبسّمی ، خطا و کینه پاک کن به درس عاشقی تویی ، دلیل اتّصال من xa0 یزدان صلاحی xa0 xa0...
ادامه مطلب
اجازه هست به لوح دلت قلم بزنمxa0برای یکدفه حرف از ته دلم بزنم xa0 اجازه هست بگویم که دوستت دارمو پیش چشم تو اینجا کمی قدم بزنم xa0 اجازه هست که در سایه تو بنشینمبه قول مردم ده زیر سایه دم بزنم xa0 شمارش نفست را به گوش من بسپارxa0اجازه هست که موی ترا به هم بزنم xa0 اجازه هست ترا سخت در بغل گیرمرها شوم ز خودم بال در عدم بزنم xa0 اجازه هست صدایت کنم ترا عشقمبه پشتوانه تو آتشی به غم بزنم ...
ادامه مطلب