برچسب:
نویسنده: علی مرادیان
از راه میرسی و مرا تازه میکنی.
در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.
مانند یک بهار…. مانند یک عبور….
از راه میرسی و مرا تازه میکنی.
همراه تو هزار عشق از راه میرسد
وقتی تو میرسی…. در کوچه های خلوت و
برچسب:
نویسنده: علی مرادیان
برچسب:
نویسنده: علی مرادیان
جان دلم
در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.
هیــچ چیز دلنشین تر از
این نیست که:
و "تـــو" با حوصله جواب بدهی...
برچسب:
نویسنده: علی مرادیان
برچسب:
نویسنده: علی مرادیان
برچسب:
نویسنده: علی مرادیان
برچسب:
نویسنده: علی مرادیان
دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم
جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.
دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم تا دارمت نگاه به مردم نمی کنم در گیر و دار تلخ رسیدن به عشق حتی به جان خویش ترحم نمی کنم این فصل پا به ماه غمی ژرف گونه بود هرگز به این بهار تبسم نمی کنم من در بهشت عشق تو آدم شدم، ولی خود را خراب خوردن گندم نمی کنم ای بهترین بهانه برای نمردنم دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم
برچسب:
نویسنده: علی مرادیان
برچسب:
نویسنده: علی مرادیان
بیا عزیز دلم
جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.
بیا که موی تو را بر نسیم بُگذارم که درد و غصه و غم را ، عقیم بگذارم بیا عزیز دلم ! تا که باز با لبخند دوباره ، آخر اسم تو ، "میم" بگذارم اگر جنون منی ، لازم است بعد از این تو را مقابل عقل سلیم بگذارم من از دل تو نخواهم گذشت اگر حتی که سر به روی کلوخ و گلیم بگذارم بیا ، اگر تو نباشی ، دوباره مجبورم که نام وضعیتم را "وخیم" بگذارم
برچسب:
نویسنده: علی مرادیان
برچسب: سلاااااااااااام,
نویسنده: علی مرادیان
برچسب:
نویسنده: علی مرادیان
بی تو چقدر خرد و خمیرند لحظه ها
مثل من فلک زده پیرند لحظه ها
مثل من فلک زده مثل من غریب
در جای جای هفته اسیرند لحظه ها
انگار در نگاه تو تکثیر می شوند
انگار بر تو بخش پذیرند لحظه ها
حالا منم و گریه بر این درد مشترک
از زندگی بدون تو سیرند لحظه ها
«بگذار تا مقابل روی تو بگذریم»
پیش از دمی که بی تو بمیرند لحظه ها
برچسب:
نویسنده: علی مرادیان
برچسب: بلندی,
نویسنده: علی مرادیان
بیا که موی تو را بر نسیم بُگذارم
که درد و غصه و غم را ، عقیم بگذارم
بیا عزیز دلم ! تا که باز با لبخند
دوباره ، آخر اسم تو ، "میم" بگذارم
اگر جنون منی ، لازم است بعد از این
تو را مقابل عقل سلیم بگذارم
من از دل تو نخواهم گذشت اگر حتی
که سر به روی کلوخ و گلیم بگذارم
بیا ، اگر تو نباشی ، دوباره مجبورم
که نام وضعیتم را "وخیم" بگذارم
برچسب: عزیز,
نویسنده: علی مرادیان